وقتی یک کارفرما برای طراحی مارکت پلیس به سراغ ما می آید، معمولاً یکی از این دو جمله را می شنویم:
«می خواهیم چیزی شبیه دیجی کالا داشته باشیم.»
یا
«می خواهیم مدلی مشابه ترب راه اندازی کنیم.»
اما در ادامه جلسه مشخص می شود که بسیاری از افراد تفاوت واقعی این دو مدل را نمی دانند. در نگاه اول، هر دو پلتفرم بستری برای نمایش محصولات فروشندگان مختلف هستند. هر دو امکان جستجو، مشاهده قیمت و انتخاب فروشنده را فراهم می کنند. اما از دیدگاه مدل کسب وکار، معماری نرم افزار، جریان درآمدی و حتی استراتژی رشد، این دو در دو مسیر کاملاً متفاوت حرکت می کنند.
اگر قصد دارید یک مارکت پلیس در حوزه هایی مانند مصالح ساختمانی، تجهیزات صنعتی، لوازم خانگی، مد و پوشاک، قطعات خودرو یا هر بازار چندفروشندگی دیگری راه اندازی کنید، درک این تفاوت ها می تواند از صرف هزینه های اشتباه و انتخاب معماری نامناسب جلوگیری کند.

بزرگ ترین اشتباه بسیاری از صاحبان کسب وکار این است که طراحی پلتفرم را از ظاهر محصول شروع می کنند. آن ها درباره اپلیکیشن، رنگ بندی، طراحی صفحات و امکانات ظاهری تصمیم می گیرند اما هنوز مشخص نکرده اند که قرار است کسب وکارشان چگونه درآمدزایی کند.
در واقع مهم ترین تصمیم در یک پروژه مارکت پلیسی نه انتخاب تکنولوژی است و نه طراحی رابط کاربری. مهم ترین تصمیم انتخاب مدل کسب وکار است. زیرا این تصمیم روی موارد زیر اثر مستقیم می گذارد:
به همین دلیل شناخت تفاوت دیجی کالا و ترب، در واقع شناخت دو رویکرد متفاوت برای ساخت یک کسب وکار آنلاین است.
مدل دیجی کالا را می توان یک Transactional Marketplace یا مارکت پلیس تراکنشی دانست. در این ساختار، پلتفرم صرفاً واسطه معرفی فروشنده نیست؛ بلکه تمام فرآیند خرید را مدیریت می کند. کاربر محصول را پیدا می کند، به سبد خرید اضافه می کند، پرداخت را انجام می دهد، سفارش را پیگیری می کند و در صورت نیاز درخواست مرجوعی ثبت می کند؛ بدون اینکه از محیط پلتفرم خارج شود. در این مدل، پلتفرم مسئول بخش بزرگی از تجربه خرید است.
اگر بخواهیم چنین سیستمی را طراحی کنیم، معمولاً به بخش های زیر نیاز خواهیم داشت:

به همین دلیل هرچه تعداد فروشندگان بیشتر شود، پیچیدگی عملیاتی پلتفرم نیز افزایش پیدا می کند.
ترب از زاویه متفاوتی به بازار نگاه می کند. این پلتفرم تلاش نمی کند فرآیند خرید را مدیریت کند. وظیفه اصلی آن کمک به کاربر برای پیدا کردن بهترین فروشنده و بهترین قیمت است. کاربر محصول را جستجو می کند، قیمت فروشندگان مختلف را مشاهده می کند و سپس برای تکمیل خرید وارد سایت فروشنده می شود. در نتیجه سفارش، پرداخت، ارسال و پشتیبانی معمولاً خارج از پلتفرم انجام می شود.
به همین دلیل ترب را نمی توان یک مارکت پلیس تراکنشی کلاسیک دانست.
برخلاف تصور رایج، ترب یک سیستم ساده نیست. پیچیدگی آن در مدیریت سفارش نیست؛ بلکه در مدیریت داده است. برای ساخت چنین سیستمی معمولاً به موارد زیر نیاز داریم:

بنابراین اگرچه فرآیند سفارش در این مدل ساده تر است، اما چالش های فنی آن در بخش داده و جستجو بسیار جدی تر هستند.
دیجی کالا تراکنش را مدیریت می کند. ترب انتخاب را مدیریت می کند. همین تفاوت باعث شکل گیری دو معماری کاملاً متفاوت می شود.
یکی از مهم ترین سؤالاتی که باید قبل از توسعه پلتفرم پاسخ داده شود این است:
«درآمد اصلی کسب وکار از کجا قرار است ایجاد شود؟»
| مدل درآمد | منابع |
| دیجی کالا | کمیسیون فروش، تبلیغات، خدمات لجستیکی، خدمات ویژه فروشندگان |
| ترب | هزینه به ازای کلیک، تبلیغات ویژه، جایگاه های اسپانسری، خدمات پروموشن فروشندگان |
به همین دلیل شاخص های موفقیت در این دو مدل کاملاً متفاوت هستند.

یکی از مهم ترین دغدغه های کارفرمایان، هزینه و زمان راه اندازی نسخه اولیه محصول است. در این مرحله معمولاً نیازی به ساخت یک دیجی کالا یا ترب کامل وجود ندارد. هدف، اعتبارسنجی بازار است. اگر بخواهیم MVP مشابه دیجی کالا بسازیم:
| ساخت MVP | حداقل امکانات مورد نیاز |
| دیجی کالا | ثبت فروشنده، ثبت محصول، سبدخرید، پرداخت، سفارشات، پنل مدیریت |
| ترب | اتصال فروشندگان، جمع آوری، موتور جستجو، نمایش قیمت ها، مقایسه فروشندگان |
در بسیاری از پروژه ها، انتخاب صحیح MVP می تواند صدها میلیون تومان از هزینه های اولیه را کاهش دهد.
بسیاری از افراد تصور می کنند چون ترب فرآیند سفارش و ارسال ندارد، توسعه آن بسیار ساده تر است. در عمل همیشه این طور نیست. در برخی پروژه ها، طراحی موتور جستجو، سیستم تطبیق کالاها و الگوریتم مقایسه قیمت می تواند از توسعه ماژول سفارشات پیچیده تر باشد.
از سوی دیگر برخی کسب وکارها صرفاً به یک مارکت پلیس چندفروشندگی نیاز دارند اما به اشتباه سراغ ساخت سیستم های بسیار پیچیده مشابه دیجی کالا می روند. نتیجه این تصمیم معمولاً افزایش هزینه، طولانی شدن زمان توسعه و تأخیر در ورود به بازار است.
قبل از انتخاب مدل، این ۵ سؤال را از خود بپرسید:
اگر پاسخ مثبت است، مدل دیجی کالا انتخاب مناسب تری خواهد بود.
اگر بله، باید به سمت معماری مارکت پلیسی بروید.
در این صورت مدل ترب منطقی تر است.
مدل مشابه ترب می تواند کارآمدتر باشد.
مدل دیجی کالا معمولاً انتخاب مناسب تری خواهد بود.
جالب است بدانید بسیاری از پلتفرم های موفق امروزی دقیقاً مشابه دیجی کالا یا ترب نیستند. آن ها ترکیبی از هر دو مدل هستند.
برای مثال:
این مدل انعطاف بیشتری برای رشد آینده فراهم می کند و در بسیاری از بازارهای تخصصی گزینه منطقی تری است.
پاسخ این سؤال قبل از تحلیل بازار، بررسی رقبا، مدل درآمدی و استراتژی رشد قابل تعیین نیست. به همین دلیل در پروژه های حرفه ای تولید وب اپ یا طراحی مارکت پلیس، توسعه نرم افزار از مرحله برنامه نویسی آغاز نمی شود؛ بلکه از تحلیل مدل کسب وکار شروع می شود. ممکن است در پایان این تحلیل مشخص شود که کسب وکار شما به یک مارکت پلیس تراکنشی مشابه دیجی کالا نیاز دارد. ممکن است مدل نزدیک به ترب مناسب تر باشد. و در بسیاری از موارد نیز یک مدل هیبریدی بهترین نتیجه را ایجاد می کند.

یکی از اولین سؤالاتی که کارفرمایان مطرح می کنند این است: «ساخت پلتفرمی مثل دیجی کالا یا ترب چقدر هزینه دارد؟»
واقعیت این است که این سؤال پاسخ ثابتی ندارد. همان طور که نمی توان برای ساخت یک ساختمان بدون دانستن متراژ، تعداد طبقات و نوع کاربری قیمت مشخصی ارائه کرد، در پروژه های مارکت پلیسی نیز هزینه نهایی به عوامل متعددی وابسته است. در تجربه پروژه های مختلف، تفاوت هزینه معمولاً بیشتر از آنکه به ظاهر اپلیکیشن مربوط باشد، به پیچیدگی مدل کسب وکار و زیرساخت های موردنیاز بستگی دارد.
مهم ترین عامل تعیین کننده هزینه، انتخاب مدل کسب وکار است. یک مارکت پلیس تراکنشی مشابه دیجی کالا معمولاً به ماژول های بیشتری نیاز دارد:
در مقابل، پلتفرمی مشابه ترب ممکن است بسیاری از این بخش ها را نداشته باشد اما نیازمند موتور جستجوی پیشرفته، پردازش داده و سیستم های مقایسه قیمت باشد.
به همین دلیل نمی توان صرفاً بر اساس نام دیجی کالا یا ترب درباره هزینه توسعه قضاوت کرد.
هرچه تعداد بازیگران سیستم بیشتر باشد، پیچیدگی پروژه نیز افزایش پیدا می کند. برای مثال ممکن است پلتفرم شامل موارد زیر باشد:
هر نقش نیازمند پنل، سطح دسترسی و فرآیندهای اختصاصی است.
یکی از بخش هایی که بیشترین تأثیر را بر هزینه توسعه دارد، پنل فروشندگان است. در برخی پروژه ها فروشنده فقط محصول ثبت می کند.
اما در برخی دیگر امکاناتی مانند:
نیز موردنیاز است.
در چنین شرایطی پنل فروشندگان خود به یک نرم افزار مستقل تبدیل می شود.
یکی از تفاوت های مهم میان پروژه های مختلف، ساختار مدیریت محصولات است. برای مثال در یک مارکت پلیس مصالح ساختمانی ممکن است ده ها فروشنده یک محصول مشابه را عرضه کنند.
در این شرایط باید مشخص شود:
پاسخ به این سؤالات تأثیر مستقیمی بر معماری پایگاه داده و هزینه توسعه دارد.
برخی کسب وکارها تنها به وب سایت نیاز دارند. برخی تنها ساخت اپلیکیشن می خواهند. اما در بسیاری از پروژه های حرفه ای، توسعه هم زمان نسخه وب، اندروید و iOS موردنیاز است. طبیعتاً هرچه تعداد پلتفرم های تحت پوشش بیشتر باشد، زمان و هزینه توسعه نیز افزایش پیدا می کند.
یکی از اشتباهات رایج این است که سیستم صرفاً برای نیاز امروز طراحی شود. ممکن است امروز ۱۰۰ فروشنده داشته باشید اما برنامه شما رسیدن به ۵۰۰۰ فروشنده در سه سال آینده باشد. در چنین شرایطی باید از ابتدا زیرساخت، معماری نرم افزار و ساختار پایگاه داده با دید مقیاس پذیری طراحی شوند. این تصمیم در ابتدای پروژه هزینه بیشتری ایجاد می کند اما از بازطراحی کامل سیستم در آینده جلوگیری خواهد کرد.
برخی قابلیت ها در جلسات ابتدایی ساده به نظر می رسند اما در عمل بخش قابل توجهی از زمان توسعه را به خود اختصاص می دهند:
به همین دلیل دو مارکت پلیس که در ظاهر مشابه به نظر می رسند، می توانند هزینه توسعه کاملاً متفاوتی داشته باشند.
دیجی کالا و ترب دو نمونه موفق تجارت الکترونیک هستند، اما هرکدام نماینده یک فلسفه متفاوت در طراحی پلتفرم اند. دیجی کالا بر مدیریت تراکنش، سفارش و تجربه خرید متمرکز است. ترب بر کشف محصول، مقایسه قیمت و هدایت کاربران به فروشندگان تمرکز دارد.
برای کارفرمایی که قصد راه اندازی یک مارکت پلیس را دارد، سؤال اصلی این نیست که کدام پلتفرم موفق تر است؛ بلکه باید مشخص شود کدام مدل با بازار هدف، بودجه، منابع و برنامه رشد کسب وکار سازگارتر است. انتخاب صحیح این مسیر در ابتدای پروژه، مهم ترین تصمیمی است که می تواند موفقیت یا شکست یک مارکت پلیس را در سال های آینده تعیین کند.
پرسش و پاسخ
پرسش مورد نظر خود را مطرح نمایید